كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

صاحب پول مقدار ( 1000 ) دينار به شخصى داده كه ( 800 ) دينار به عنوان مضاربه ميان آنها عمل نمايد، و ( 200 ) دينار آن امانت باشد در نزد عامل و پس از اين عامل اين دويست دينار را در نزد ديگرى وديعه گذاشت بدون اينكه صاحب مال باخبر باشد سپس شخص سوم انكار نمود آن مال را كه ( 200 ) دينار است، آيا صاحب پول در اين زيان سهيم است؟

اگر وديعه گذاردن پول مزبور در نزد طرف سوم تفريط در امانت باشد ضمانت از آن وديعه گذار است، و اگر تفريط نباشد ضامن نيست، بلى اگر وديعه گذاردن صاحب پول در نزد دومى بر اين اصل باشد كه به ديگرى ندهد آن وقت دومى ضامن مى باشد.

از حيواناتى كه خوردن آن حرام است خرگوش است، آيا سبب در حرام بودن آن اين است كه مادّه آن حيض مى بيند، و يا به جهت امر ديگر است؟

در خبرهاى شريف آمده است كه حرام است خوردن آن، زيرا كه آن از مسخ شدگان است، و به جهت اينكه در آن كثافت و خون هست، مهم اين است كه حرمت آن با اخبار اهل بيت (عليهم السلام) ثابت شده است و نظر كردن به علت مهم نيست.

بنابر آن قولى كه چرمهاى وارد شده از دولتهاى كافر نجس مى باشد اين سئوال مطرح مى شود كه اگر علم اجمالى داشته باشيم كه در دست كافر هم تذكيه شده است و هم غير تذكيه شده است آيا بناء را به پاكى مى توانيم بگذاريم؟

علم اجمالى همانا اصل ترخيصى را ساقط مى كند مانند اصل برائت و تذكيه همانند اينكه علم داشته باشيم به نجاسات بعض لباسهاى پاك، امّا علم اجمالى به ترخيص صلاحيّت ندارد كه اصل الزامى را ساقط كند همانطورى كه اجمالا بدانيم كه يكى از دو لباسى كه معلوم بود نجاست يكى از آنها يكى را پاك نموديم، و اينجا هم همين طور است، زيرا كه مقتضاى اصل اين است كه به وجه شرعى ذبح نشده است، كه ثابت مى كند نجاست چرم را، پس علم به بودن تذكيه شده به نحو اجمال دليل بر ساقط شدن اصل مذكور نمى باشد.