مجلس ختمى از طرف امام جمعه اراك حجة الاسلام آقاى درى نجف آبادى در شهر اراك

مجلس ختمى از طرف امام جمعه اراك حجة الاسلام آقاى درى نجف آبادى در شهر اراك
۱۴۰۰/۰۷/۲۸

روز دوشنبه 1400/06/22 در مسجد الزهراء بعد از نماز مغرب برگزار مى شود.

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

مشهور اينست كه شيعه امامى از مخالفها ازدواج نمودنش مكروه است و بدين جهت علماء خليج خدا آنها را حفظ نمايد از خواندن عقد بر آنها خوددارى مى نمايند، و شايد دختر و خانواده اش هم از اين امر خوشحال نمى باشند، و آنكه در بعضى وقتها پيش آمد مى كند كه هر دو از آنها اصرار دارند كه برخى را از برخى ديگر ازدواج شود و در نزد آنها خوانده نشود با اين حال علماء از خواندن عقد خوددارى مى كنند و ولىّ و سرپرست دختر قبول نمى كند مگر اينكه عقد را شيعه بخواند، بدين جهت احتمال دارد كه اين امر باعث شود كه آنها در گناه بيافتند، اميدواريم كه براى ما جواب اين امر را توضيح دهيد كه اين امر خيلى حسّاس و مورد ابتلاء است؟

اهميت دادن بر اينكه امر مكروه بواسطه نخواندن عقد نباشد خوب است ولى گاهى مزاحمت با جهت بهتر و يا لازمى مى كند كه آنوقت لازم است انسان به واقع امر اعتراف و اقرار نمايد، و در آنوقت نبايستى بدين نحو از خواندن عقد خوددارى شود، و مخصوصاً كه خواندن عقد اى بسا كه باعث شود بوسيله اين عقد در دين خود تجديد نظر كند و با چشم واقع بينانه و دور از تعصب به حق و حقيقت نگاه كند و به حق اعتراف نموده و او را در بر گيرد، و با حكمت و نرمى و با راهش نفوذ كردن برتر و بالاتر از هر چيز است بشرط اينكه از حدّ شرعى نگذرد.

چگونه تفسير مى كنيد فرمايش پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) را كه مى فرمايد (اطول عمرابن آدم يوم ولدته امّه) طولانى ترين عمر فرزند آدم روزيست كه مادرش زائيده است؟

مقصود از آن اينست كه هر وقتى كه از عمر اولاد آدم روزى بگذرد از عمر آن روزى كم شده است، پس طولانى ترين عمرش روزيست كه مادرش زائيده است.

اينجا برخى از دخترهاى جوان هست كه سنّشان از سى سال گذشته است و ازدواج دائم قسمت نشده است ولى او مى ترسد كه به حرام بيافتد، ولى پيدا مى شود كسى كه او را ازدواج غير دائمى بدون اينكه به وليّش خبر دهد بنمايد آيا عقد نمودن آن صحيح است يا نه؟

ازدواج غير دائمى بدون اذن ولىّ جايز نيست مگر اينكه بدون مقاربت (دخول) باشد و در جايز بودن دخول اذن ولىّ شرط است، و براى اينكه به حرام نيافتد سزاوار است كه با ولىّ خود جريان را با صراحت و درستى خاطرنشان كند، پس اگر ولىّ بدون دليل موجّه عناد ورزى نمايد ولايت او ساقط مى شود.