كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

در سوره نساء آيه ( 31 ) فرمايش خداوند متعال اين چنين آمده است: ( ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سيئاتكم و ندخلكم مدخلا كريما ): اگر از گناهان بزرگى كه از آن نهى مى شويد پرهيز كنيد گناهان كوچك شما را مى پوشانيم و شما را در جايگاه خوبى وارد مى سازيم. و در سوره نجم آمده است در آيه ( 32 ) قول حق تعالى ( الذين يجتنبون كبائر الأثم و الفواحش الاّ اللّمم انّ ربك واسع المغفرة... ) همانها كه از گناهان بزرگ و اعمال زشت دورى مى كنند جز گناهان صغيره ( كه گاه آلوده آن مى شوند ) آمرزش پروردگار تو گسترده است. آيا بى حجابى همانطورى كه امروزه ما مى بينيم از طرف بيشتر زنان آيا از گناهان كبيره است و يا ( اينكه از ( لمم ) است و همچنين غناء آيا از كباير است و يا اينكه از ( لمم ) است؟ اميدواريم براى ما مثلى بر لَمَمْ بزنيد؟

لَمَمْ را تفسيرهاى گوناگون كرده اند روشن تر آنها عبارت است از اينكه انسان گاه گاهى به چيزى رو مى آورد بدون اينكه كار هميشگى و مداومش باشد، و بنابر آن منظور از آيه كريمه اينست كه مرتكب گناه كبيره بشود بدون اينكه كار هميشگى آن باشد، بلكه در برخى از حالات كه عارض آن مى شود انجام مى دهد و باز مى گردد و دست از آن كار برمى دارد پس منظور اين مى شود كه خداوند سبحان با رحمت فراگيرش مى بخشد آن كسى را كه به گناه كبيره بدان سان مرتكب مى شود، و مراد از لمم گناهان صغيره نمى باشد، همانطورى كه در بعضى از تفسيرها لمم اين چنين آمده است، و بر هر حال گناهان صغيره همان گناهانى است كه وعده آتش در قرآن و اخبار وارد نشده است، بلكه تنها از آن عمل نهى شده است همانند تراشيدن ريش، آرى اصرار كردن بر صغاير بدين معنا كه آن را بجا بياورد در حالى كه آن را سبك مى شمارد و بدون پروا و ترس انجام مى دهد اين هم از گناهان كبيره مى باشد، همانطورى كه غناء هم از گناهان كبيره است، و اما بى حجابى از برخى نصّها ظاهر مى شود كه آن هم از گناهان كبيره است، چونكه به آن هم وعده آتش داده شده است، بلكه در بودن آن از گناهان كبيره در صورت اصرار و سبك شمردن آن سزاوار نيست كه اشكال شود.

آيا به سلمانى تراشيدن ريش ديگران حرام است؟

بلى حرام است مگر اينكه سلمانى مضطر باشد به طورى كه بر او ريش تراشيدن حلال باشد.

در صورتى كه ورثه ها جدا كردن ثلث را از تركه به جهت ركود بازار و نبودن مشترى مناسب به تأخير بياندازند، آيا نشستن آنها از مدت وفات موصى تا وقت اخراج ثلث ( يك سوم ) جايز است يا نه و حكم عبادتشان چطور است؟

اگر تأخير مذكور با مراجعه به وصى بوده و با مراعات مصلحت ميّت بوده اشكالى ندارد، و اما اگر از روى مسامحه كارى و سهل انگارى باشد آن وقت حرام است و نماز در آن خانه درست نيست.

زنى كه رحم خود را در آورده است آيا او يائسه حساب مى شود كه عدّه ندارد و يا اينكه او در زمره آنانيست كه حيض نمى بينند ولى در سنّ حيض ديدگان مى باشند؟

زن در حالت مذكور از آنهائيست كه حيض نمى بيند و آن در سن حيض ديده ها مى باشد و يائسه نيست در صورتى كه به سنّ يائسه گى نرسيده باشد.