پیام تسلیت عثمان الغانمی ، وزیر کشور عراق

پیام تسلیت عثمان الغانمی ، وزیر کشور عراق
۱۴۰۰/۰۶/۱۵

با نهایت اندوه و تأسف، خبر درگذشت محمد سعید حکیم، مرجع دینی را که از ستون های علم بود و زندگی پربرکتش را به خدمت به دین مبین اسلام اختصاص داد دریافت نمودیم».

وی افزود:« با تسلیت به خاندان و محبان وی،از خداوند متعال می خواهیم وی را غرق رحمت و مغفرت الهی گرداند و در بهشت جای دهد و به خاندان وی صبر و سلوان عطا کند».

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

مؤمنى در وسط تحصيلاتش در دانشگاه از طرف دانشگاه ماهيانه اى كمى مى دهند همانند كمك خرج براى پرداختن كرايه اى سفر و وجه طعام و او آن را مى گيرد بدون اينكه از حاكم شرع اجازه بگيرد (چون به اين مسئله متوجه نبود) و همچنين كمك خرج مختصرى كه به هنگام خدمت سربازى اجبارى مى گيرد يك قسمت از آن بدون اجازه از حاكم شرع گرفته چون به مسأله توجه نداشت و پس از مدتى كه اجازه گرفت آن وجه را بدون اينكه نيابت از حاكم شرع را به نظرش بياورد گرفته است آيا در اينجا راهى هست كه تصرفات گذشته اش را اصلاح نمايد؟

آنكه گذشته فوت شده است و بر او لازم است كه نيّت كند كه اگر صاحب اصلى مال را پيدا كنم اداء خواهم كرد و بر او است كه پس از اين از طرف ما يا از طرف آن كسى كه بر او اذن مى دهد آن وجه را قبض نمايد، بلى نسبت به گذشته اگر آن مالى را كه گرفته است از بابت خريد جنسى بابت بهاء آن بدون اجازه اى حاكم شرع و مانند آن داده است لازم است كه براى بريئى نمودن ذمه اش از حق به آن مراجعه نمايد چون مالى كه در عوض داده است صلاحيت به دادن نداشته است، و اگر آن شخص را نمى شناسد بايستى به حاكم شرع رجوع نمايد.

آيا به ما اجازه مى دهيد كه حقوق كارمندى را و استفاده كردن از لباسهاى لشكرى را با نيابت از طرف حضرتعالى از مجهول المالك حساب كنيم و آيا به ما اجازه مى دهيد كه به برادران دينى از طرف حضرتعالى ابلاغ نماييم كه حقوقشان و استفاده از لباس لشكرى را با نيابت از ناحيه شما به عنوان مجهول المالك تصرف نمايند.

مانعى ندارد كه مجهول المالك از اين امور را با نيابت از طرف من بگيرند بطورى كه ملك من باشد، سپس اجازه مى دهم به شما كه به عنوان هديه از طرف من به شما مالك آن باشيد بدين شرط كه در حرام صرف ننماييد و زيادى از مخارج سالانه را خمس بدهيد، و اگر اين وجه ها تازه باشد و به دست مردم نرسيده باشد همانند اسكناسهايى تازه چاپ شده ( بلوك ) آن وقت ديگر احتياج ندارد كه از طرف من بگيرند بلكه مكلف مى تواند به خودى خود آن را تملّك نمايد.

پدر مرحومم در حال زنده بودنش ثلث ( يك سوم ) تمامى دارائى خودش را وقف مجالس تعزيه و اطعام براى چهارده معصوم (عليهم السلام) به مناسبت وفاتشان نمود و موقوفه نخلستانى در منطقه احساء بود ولى بيشتر نخلها عمرشان از شصت سال مى گذرد لذا ثمره ( خرماى ) آنها به كمتر از يك چهارم رسيده است و همچنين زمين هم قابليّت كشت را ندارد و ممكن نيست جوانه ها را در آن كاشت، و معلوم باشد كه قيمت باغ اكنون خيلى بالا است همانند زمين ترقى نموده است، با اين وضع آيا براى ما ممكن است كه باغ را بفروشيم و باغ بزرگتر و پرمحصول تر از آن به همان قيمت بگيريم يا نه؟

تغيير وقف از آنچه واقف وقف نموده به جهت كم بودن منفعتش و جايگزين نمودن به آنچه منفعتش بيشتر است جايز نيست، بلى اگر منفعت باقيمانده در نظر مردم از جهت كم بودنش معتنابه نباشد ( بى ارزش باشد ) آن وقت جايز است كه تبديل به بهتر ( اصلح ) نمود. و باز در اين موقع اگر اجاره دادن آنجا به مدت طولانى و آباد كردن آن با وجه اجاره ممكن باشد آن مقدّم است مانند اينكه بيست سال به اجاره دهند تا اينكه آنجا ساختمانى و يا بازارى با وجه اجاره درست كند و عايدات آن را پس از تمام شدن مدت اجاره در آنچه منظور و واقف بود خرج نمايند و اگر اين هم ممكن نبود اگر ممكن باشد كه يك قسمت از آن را بفروشند تا باقيمانده را آباد نمايند آن مقدّم است و نمى شود كه همه اش را فروخت و ديگرى را گرفت مگر اينكه هر دو قسم مزبور ممكن نباشد، و اگر كار به عوض كردن رسيد واجب نيست كه آن را به نخلستان تبديل نمايند بلكه جايز است در صورتى كه متولّى وقف مصلحت بداند به ساختمان و يا چيز ديگرى تبديل نمايد.

آيا جايز است فروختن كليه و همانند آن از اعضاء بدن خواه انسان احتياج مالى داشته باشد يا نه و قاعده عمومى در صحت و جواز فروختن اعضاء بدن چيست؟

احتياط وجوبى اينست كه اعضاء بدن را نفروشند خصوصاً آن اعضائى كه در معرض وابستگى زندگى انسان (همانند كليه) به آن باشد، بلكه اگر از برداشتن آن بترسد كه سلامتى آن به خطر بيافتد آن وقت حرام مى شود.