پیام تسلیت رئیس طایفه صابئین مندایی عراق

پیام تسلیت رئیس طایفه صابئین مندایی عراق
۱۴۰۰/۰۶/۱۵

به نیابت از خود و فرزندان طائفه صابئین مندایی، وفات مرجع بزرگ دینی حضرت آیت الله العظمی سید محمد سعید حکیم(قدس سره) را که نقش ملی بزرگی در طول مسیر طولانی خود ایفا کردند و نمادی از نمادهای تسامح و اعتدال بودند، به امت اسلامی، مراجع عظام و مردم عراق و همینطور خانواده بزرگ آل حکیم تسلیت عرض می کنیم که فداکاری های بزرگی به خاطر تحقق عدالت، برابری و آینده بهتر برای میهن عزیزمان عراق تقدیم کردند.

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

آيا واجب بودن صله ارحام فراتر از برادران و خواهران به عموزادگان و دائى زادگان و همانند آنها را شامل مى شود، و كمترين برقرارى ارتباط (صله ارحام) واجب چه اندازه است آيا به سلام بسنده مى شود؟

بلى وجوب صله ارحام (ارتباط برقرار نمودن باخويشان) به آنها هم شامل مى شود و سلام و مانند آن كافى است و بيشتر از آن واجب نيست مگر اينكه در ترك آن در نظر عرف بريدن باشد كه در آن صورت احتياط واجب آنست كه آن را ترك ننمايد.

كودك صغيرى كه بالغ نشده است پسر باشد يا دختر وقتى كه پدرش مرد و مادرش را حاكم شرع قيمّة (متصدى امورات صغير) كرد آيا قيوميت (تصدّى امور صغير) او پس از شوهر كردن ساقط مى شود يا نه؟

چنانچه در قيوميت آن شوهر نكردن شرط نشده باشد و يا در اجازه تصرف آن در مال صغير از طرف حاكم شرع شرط نشده باشد قيوميتش ساقط نمى شود.

پس از جريانات اخير در سال 1990 برادرم زندانى شد و من نمى دانم كه آيا زنده هست و يا مرده است، او و زنش و دوتا فرزندش با من در خانه اى كه از پدرمان به ارث رسيده بود زندگى مى كرد و نزد ما در همان خانه مادرم و برادرانم زندگى مى كردند (و ما برادران همگى) هرچه مخارجات زندگى و لوازم منزل و تعميرات و تجديد بناء منزل را كه مى كنيم هيچ يك حساب نمى كنيم چون تفاوتى ميان ما نيست، و در طول اين مدت كه برادرم در زندان هست و زن و كودكانش با من در همان خانه مى باشند و من مسئول مخارج و زندگانى آنها بودم، ولى در سال گذشته زن برادرم فرزندانش را گرفت و به خانه پدرش رفت، معلوم باشد كه آن دختر خاله من است، اكنون از من زن برادرم مى خواهد كه تمامى اموال و اثاث خانه برادرم را به او بدهم در صورتى كه اثاث خانه بيشترش مشترك و مشاع هست، آيا ما را حضرتعالى به چه امر مى فرمائيد كه مورد رضايت خداوند متعال باشد، آيا اموال برادر زندانيم را به زنش بدهم؟ در صورتى كه عايدات ساليانه باغى را مى گيرد؟

جايز نيست كه سهم برادرت را به زنش بدهى تا زمانى كه وفات او را ندانسته اى، بلكه بر تو واجب است كه سهم او را براى او نگهدارى، بلى براى زنش اين حق هست كه نفقه خودش را از تو بخواهد و براى تو لازم است كه نفقه او را از مال برادرت بدهى، و همچنين دادن نفقه كودكان هم در صورت احتياجشان واجب است كه بدهى، بلى ضرورى است كه به حاكم شرعى پيش از دادن نفقه مراجعه كنى، مگر اينكه از طرف برادرت وكيل باشى كه در اين صورت اجازه گرفتن از حاكم شرعى لازم نيست.

مؤمن ذكر شده در مسأله هاى پيشين او را برادرى هست كه در سالهاى هشتاد (1980 ميلادى) در يكى از ادارات دولتى كار مى كرد و مزد خودش را از دولت مى گرفت بدون اينكه از حاكم شرعى اجازه بگيرد (و خودش هم متوجه اين مسئله نبود) و دولت به خرج خودش او را به خارج فرستاده تا اينكه معلومات خود را در رشته اى خودش تكميل نمايد، و اين برادر از اين اعزام به خارج استفاده اى مادى از اموال و لباسها براى خود و خانواده اش نموده است و نه او و نه افراد خانواده اش به اموالشان خمس نمى دهند و براى آنان سر سال نيست و از خمس غير از نامش چيزى ديگرى نمى دانند، ولى اكنون مؤمن مزبور به مسأله اى خمس متوجه شده است آيا راهى پيدا مى شود كه لباسهائى را كه برادرش خريده است لباسهاى شرعى باشد تا اينكه آنها را در نماز و غير نماز مورد استفاده قرار دهند، (و او در اين زمان احتياج به آنها دارد) زيرا كه آن اموال كه خريده شده بدون اجازه اى حاكم شرع بوده و از لحاظ اينكه خمس آنها داده نشده است، آيا بر مؤمن نامبرده لازم است كه نمازهايش را كه در اين لباسها در گذشته خوانده است اعاده نمايد؟ در صورتى كه مى دانيم اين لباسها ملك تمام برادران است و ملك شخص خاصّى نمى باشد؟

نماز صحيح است و اعاده اش واجب نيست و لباسها هم ملك او است كه تصرف كردن در آنها جايز است و گرفتن مال گذشته بدون اذن حاكم شرع حكمش همانطورى است كه در جواب مسئله اى پيشين گفته شد.