پیام تسلیت حجت الاسلام سید عمار حکیم

پیام تسلیت حجت الاسلام سید عمار حکیم
۱۴۰۰/۰۶/۱۵

با درگذشت یکی از بزرگان شهر علم و علما نجف اشرف و حوزه مبارکه آن و یکی از ارکان معرفت، هدایت و فقاهت آیت الله سید محمدسعید طباطبایی حکیم، قلوب ما و قلوب مسلمانان و پیروان اهل بیت (ع) و ملت عراق را دردمند کرده است.

این مرجع مرحوم از خاندان علم، فقاهت و شهادت بوده و شخصیتی علمایی هستند که به زهد، علم، دلسوزی برای دین و وطن معروف بودند و عمر خود را در راه تدریس و تربیت نسلی از علمای عامل و تحکیم مبانی مکتب اهل بیت (علیهم السلام) در فقه، اصول، اعتقاد و جهاد فی سبیل الله و زندان های ظالمانه دیکتاوری سپری کردند.

این مصیبت را به محضر حضرت بقیه الله الاعظم (عج) و به امت اسلامی و مراجع عظام تقلید و ملت عراق و خاندان آل حکیم به ویژه برادران آن مرحوم تسلیت گفته و برای آیت الله حکیم طلب رحمت و برای خانواده و شاگردان و مقلدین ایشان طلب صبر و آرامش می کنم.

با درگذشت آیت الله حکیم، یک نماد دینی و شرعی و جهادی را از دست دادیم و این خسارت بزرگی است.

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

آيا خون اهل كتاب محترم است و گرفتن مال او حرام است بشرط اينكه ذمّى باشد؟

بلى اين شرط است، ولى خيانت كردن در امانت ذمّى هم نباشد جايز نيست.

آيا رنگين نمودن ناخنها براى زنان چه حكمى دارد و اگر جلب توجه نامحرمان نمايد چه صورت دارد؟

جايز نيست اين مگر اينكه دستهاى خود را در مقابل نامحرم بپوشانند.

زيد در نزد عمرو كتابهايى به عنوان امانت و عاريه گذاشته تا اينكه پس از استفاده كردن از آنها به صاحبش زيد برگرداند، و چونكه اين عمرو مسئوليت اداره خانواده اش را بطور متوسط داشت، و وضع مالى آن خيلى ناچيز بود و حتّى به خوراك روزانه اش هم محتاج بود ( و خدا را شاهد مى گيرد بر آنچه مى گويد ) پس به موجب احتياج ضرورى ناچار شد كه قسمتى از اين كتابها را بفروشد تا سدّ رمق و توشه روزانه خانواده اش بنمايد و او در پيشگاه خداوندى قصد جدّى مى نمايد كه اگر اوضاع مناسب شد و امكانات مالى فراهم گرديد كتابهايى را كه فروخته مى خرد و به صاحبش زيد برمى گرداند، آيا در فروختن اين كتابها ( امانات عاريه ) با نيّت راستين كه آنها را در وقت مناسب به صاحبش برمى گرداند ( خيانت حرام حساب مى شود ) خداوند مرتكب آن را عقوبت خواهد نمود؟ و آيا در رأى حضرتعالى آن تجاوز به حكم شرعى هست و اگر در تصرف عمرو در حالى كه وضع چنين است ـ حرمت و تجاوز شرعى هست ، و به او چه حكمى مترتب مى شود؟

ضرورت گفته شده تجويز نمى كند كه مال حرام را بخورد پس آنكه انجام داده است و تصرف در مال ديگرى كرده است حرام است و با آن ضمانت واجب مى شود.